محمد بن أحمد المقدسي ( المشاري ) ( مترجم : علينقي منزوي )
389
أحسن التقاسيم في معرفة الأقاليم ( فارسي )
از استدلال بىنياز مىكند . أو در صدد بيان نقشهء خود است نه خوره بندى سرزمين ، چه پيش از من هيچ كس به خوره بندى نپرداخته بود . أو مىگويد : پيوند دادن اين بخشها به يك ديگر وجدا سازى آنها از ديگران ، جز شناخت عوارض شهرها ورودخانهها وروشن كردن عبارتهاى مفصل وخواندن نقشهها فائدهاى چندان ندارد . « 1 » مگر نمىدانى ، پيشوايان كهن ملت هر يك رأيي ويژه داشتهاند ، پس وپيش مىكردند ، ارث مىدادند ، محروم مىكردند ، حلال يا حرام مىنمودند ، صحيح يا باطل مىساختند ، همگى مردمان نيز آن را پذيرفته يدان دل مىبستند ، وهيچ خردمند بر ايشان اعتراض نمىنمود ، چه پيامبر نيز هنگامى كه معاذ را به يمن گسيل داد أو را بدين رفتار مأمور كرد ، رفتار ياران نيز بر اين مىبود ، پس شگفت نباشد كه ما نيز در اين دانش رأى دهيم وقانوني برگزينيم ، آرى ما چنين ديديم كه سغد را از سمرقند بشمريم وشهرهايش را تابع آن بدانيم واين را مركز آن سوى رود بشماريم زيرا كه گستردهتر است وروستاهايش بيشتر مىباشد . اگر كسى بپرسد كه : چرا [ سمرقند را مركز فرض كردى ] وبخارا را كه اميرنشين وجايگاه ديوانست [ ونشانهء مركزيت نزد تو همين است ] مركز نشناختى ؟ به أو گفته مىشود : شاهنشين بودن [ بخارا ] دليل مركز بودن آن نمىشود ، زيرا كه شاهان سامانى تنها براي تبرك از سمرقند بدانجا آمدند . ونيز گفته مىشود : نمىتوان سمرقند و
--> ( 1 ) اين مطلب كه مقدسي به أبو زيد نسبت داده ، در استخرى ع 296 : 1 - 4 ديده مىشود ودر نسخه فارسي آن نيامده است .